عباس اقبال آشتيانى
147
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مقدارى از ولايات شمالى آن مثل شبه جزيرهء شانتونگ « 1 » و اطراف خليج پچيلى « 2 » را از پادشاهان آن سلسله گرفته بودند . اردوى مغول در دو قسمت يك عده از شمال به سردارى اوگتاى و دستهاى هم از جنوب به فرماندهى تولى ممالك امپراطوران كين را طرف تعرض قرار دادند و قشون چين را درهم شكستند و سبتاى سردار معروف چنگيز پايتخت چين يعنى كاى فونگ « 3 » را محصور و در سال 631 مفتوح ساخت و در نتيجهء اين اردوكشى تمام چين شمالى و مملكت كره به تصرف مغول درآمد و در ضمن همين اردوكشى بود كه تولى ناخوش شده در سال 630 پس از چهارده سال خانى وفات يافت . در قشونكشى مغول به طرف چين شمالى مردم چين جنوبى كه محكوم امر سلسلهء سلطنتى سونگ « 4 » بودند با مغول مساعدت كردند و غرضشان اين بود كه از تقسيم ممالك سلسلهء كين سهمى ببرند ولى چون مغول زير بار امر نرفتند بين مردم چين جنوبى و مغول نيز جنگ درگرفت و چنان كه بعد خواهيم ديد در زمان سلطنت جانشينان اوگتاىقاآن لشكريان تاتار سلسلهء سونگ را هم از ميان برداشتند و چين جنوبى را نيز به متصرفات خود ضميمه كردند . اوگتاىقاآن پس از تسخير چين شمالى حكومت آن ممالك را بمشاور مسلمان پدر خود يعنى محمود يلواج سپرد و ادارهء ممالك اويغور و ختن و كاشغر و ماوراءالنهر تا ساحل شط جيحون را نيز به پسر او مسعود بيك واگذاشت و اين پدر و پسر به شرحى كه عنقريب ذكر خواهيم كرد به تعمير خرابيهاى گذشته و اصلاح حال مردم و ادارهء آن ممالك پرداختند و به قوهء حسن تدبير و معدلتگسترى بر بسيارى از زخمهاى ايام استيلاى مغول مرهم نهادند . در سال 642 اوگتاىقاآن بعد از مراجعت از چين در نتيجهء قوريلتاى جديدى باتو پسر جوجى خان و گيوك پسر خود و منگو پسر جغتاى را مأمور تسخير ممالك روس و چركس و بلغار كرد و به سردارى ايشان اردوى عظيمى به طرف اروپاى شرقى فرستاد . رياست كلّى در اين اردوكشى با به تو خان پادشاه دشت قبچاق بود ولى زمام لشكركشى را در حقيقت سبتاى سردار نامى مغول در دست داشت اين اردوى 150000
--> ( 1 ) - Chantung ( 2 ) - Petchili ( 3 ) - Cal - Fong ( 4 ) - Soung